سایت پیش بینی آس نود

سایت آس نود : GamCare همکاری جدید با PayPlan را اعلام می کند

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

ما در حال هدایت ابتکار عمل با شرکای خود ، PayPlan هستیم.

از طریق ارجاع ، می توانیم افراد تحت تأثیر بدهی مربوط به قمار را با مشاوره متخصص در PayPlan مرتبط کنیم.

بر اساس آخرین داده های GamCare ، دو سوم (66)) قماربازانی که در خدمات درمانی در سال 2020/21 حضور داشته اند گزارش کرده اند که مشکلات بدهی دارند و 80 reported گزارش داده اند که تحت تأثیر مشکلات مالی قرار گرفته اند.

مشاوره بدهی بزرگترین حوزه پشتیبانی است که ما در حال حاضر به آن اشاره می کنیم و در حال حاضر اکثر مشاوران و پزشکان GamCare مشتریان ما را به Stepchange و PayPlan نشان می دهند.

نشانه گذاری ساده (یعنی اطلاعات تماس یک موسسه خیریه بدهی به آنها داده شده است) به این معنی است که ما این را به مشتری واگذار می کنیم تا خود را به سازمان های بدهکار معرفی کند. داده های خدمات پول و حقوق بازنشستگی نشان می دهد که تنها 5 درصد پس از ثبت نام ساده به مشاوره بدهی دسترسی پیدا می کنند ، اما زمانی که یک روند ارجاع گرم در دستور کار قرار گیرد و تماس تلفنی تنظیم شود ، این میزان به 85 درصد می رسد.

این مشارکت با همکاری PayPlan با ارزش های GamCare و رویکرد Model of Care ما مطابقت دارد و نتایج بهتری را برای مشتریان تضمین می کند. ارجاعات ما به تیم مشاوره ویژه PayPlan هدایت می شود که انواع شرایطی را که مشتریان ممکن است در آن باشند درک می کند (مشارکت PayPlan با Refuge نمونه خوبی از نحوه عملکرد آنها برای آسیب پذیرترین افراد است) و آنها مایل به کار هستند با همکاری ما ، وظیفه مشترک مراقبت از افرادی را که تحت تأثیر بدهی قمار قرار دارند ، ارائه می دهیم.

دوشنبه 9 آگوست شاهد راه‌اندازی این ابتکار خواهیم بود و مرحله اولیه با سرویس قمار جامعه لیدز به صورت آزمایشی اجرا می‌شود.

PayPlan برای ارائه اطلاعات کلیدی در مورد مشاوره بدهی و خدمات آنها به تمرین کنندگان LCGS آموزش داده است. به نوبه خود، GamCare تیم مشاوره ویژه PayPlan را در قمار ماهر کرده است که بر امور مالی افراد و سایر زمینه‌های زندگی آنها و روش‌هایی که ما از کسانی که برای پشتیبانی به GamCare می‌آیند حمایت می‌کنیم، تأثیر می‌گذارد.

آموخته های این آزمایشی به توسعه بهترین شیوه ها برای حمایت از مشتریان با بدهی قمار در هر دو سازمان کمک می کند.

The post اعلام همکاری جدید GamCare با PayPlan appeared first on GamCare.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : وقتی پاداش … نیست – مجله پخش کننده کازینو | مجله دقیق اسلات

وقتی پاداش ... نیست - مجله پخش کننده کازینو | مجله دقیق اسلات

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

رویدادهای پاداش باید فقط همین باشد. اگر آنها نیستند ، ادامه دهید

نویسنده: فرانک لگاتو

ما اخیراً چند نامه از خوانندگان در مورد دورهای پاداش در بازی های اسلات دریافت کردیم. یکی از خوانندگان س askedال کرد که آیا هیچ قانونی برای دستگاه های اسلات کازینو وجود ندارد که چیزی را به عنوان "پاداش" تبلیغ کنند ، در حالی که بازیکن نمی تواند چیزی دریافت کند ، و در واقع می تواند در یک دور پاداش ادعا کند که بازده کمتر از شرط بندی است. چرخش.

پاسخ کوتاه خیر است ، هیچ قانونی علیه این وجود ندارد. تا زمانی که امکان پاداش بیشتر از شرط وجود دارد ، می توان آن را به عنوان "دور پاداش" تبلیغ کرد.

یکی از خوانندگان ، Landry در اورلاندو ، فهرستی از لباس های شسته شده را برای ما ارائه داد تا به تولیدکنندگان اسلات منتقل کنیم. در اینجا دو نکته مهم او وجود دارد:

  • وقتی با یک دور پاداش مواجه می شوید ، مبلغ برنده هرگز نباید کمتر از شرط اولیه باشد. هیچ چیز بدتر از این نیست که از 300 دلار استفاده کنید تا در نهایت به پاداش برسید و بعد از پرداخت 5 دلار در هر چرخش تنها 3 سنت برنده شوید.
  • "هیچ دستگاه اسلات هرگز نباید به بازیکنی بگوید" شما یک برنده بزرگ هستید "وقتی فقط یک نیکل برنده شده است. گفته ها باید با توجه به میزان برد بازیکن متفاوت باشد. به عنوان مثال ، "شما یک برنده بزرگ هستید" فقط زمانی باید رزرو شود که بازیکنی 10 برابر یا بیشتر از شرط اولیه خود را برد. "پاداش بدی نیست" وقتی بازیکنی شرط اصلی خود را 5 برابر می کند. و هنگامی که بازیکنی از پاداش دور بازی چیزی دریافت نمی کند ، دستگاه باید پاسخ دهد: "این دور جایزه مکنده ، اما لطفاً به بازی ادامه دهید." شما عکس را می گیرید. ”

اینها پیشنهادات کاملی هستند ، اگرچه آخرین مورد هرگز در دنیای واقعی مشاهده نمی شود. هیچ سازنده اسلات هرگز توجه را به یک دور پاداش مکنده جلب نمی کند ، و بخواهیم یا نخواهیم ، هیچ راهی واقعی برای اجتناب از داشتن حداقل چند دور جایزه مکنده در آنجا وجود ندارد.

خوب ، یک راه وجود دارد - تحریک پاداش را دشوارتر از اجازه حمله هسته ای کنید. اکثر بازیکنان نمی خواهند یک دستگاه اسلات با مضمون که دارای رویداد جایزه به عنوان ویژگی اصلی است برنامه ریزی شود تا شما هرگز آن ویژگی مرکزی را نبینید.

برنامه نویسان بازیهای اسلات ماشین در اصل ریاضیدانان هستند. برای هر بازی ، آنها با یک توازن ریاضی بین درآمد مورد انتظار بازی و ویژگی های سرگرم کننده آن روبرو می شوند-در حالی که در پارامترهایی هستند که درصد بازگشت به بازیکن مورد نظر را به دست می آورند ، که بعنوان درصد بازپرداخت نیز شناخته می شود.

البته ، جنبه خلاقانه طراحی بازی وجود دارد: چه نوع ویژگی های پاداشی باید ارائه شود؟ آیا باید نوعی تجربه نگه داشتن و دوباره چرخاندن باشد؟ چرخش چرخ؟ ویژگی های نقدی در قرقره؟ بازی چیدن؟ نقاط قرقره آبشار؟

این بر عهده ریاضیدان در طراحی بازی است که تمام این عوامل را در قسمت معینی از درصد کلی شرط بندی که به بازیکنان بازگردانده می شود ، تعیین کند. طراح باید در ترکیب خط برنده ، جکپات های مترقی و رویدادهای جایزه که هم در بازی های اصلی و هم در آن رویدادهای پاداش اتفاق می افتد ، عمل کند. اگر طراح بازی ای می خواهد که 90 درصد درصد بازپرداخت را پس دهد ، باید مشخص شود که چه میزان از آن 90 درصد به بردهای اولیه بازی ، بردهای جایزه و جکپات های مترقی اختصاص داده می شود.

اگر طراح می خواهد یک رویداد پاداش نسبتاً مکرر داشته باشد ، میانگین برنده جایزه باید در یک پنجره درصد بسیار کمی محاسبه شود. اگر او 10 درصد از مبلغ را به پاداش اختصاص دهد ، بازی اصلی 80 درصد است ، مطمئناً بازیکنان متمایز متوجه خواهند شد.

به همین دلیل است که طراحان بازی دوره ای از جایزه را مجاز می کنند که پاداشی ندارد. این اغلب تنها راه پرداخت سایر ویژگی های جالب در یک بازی است.

با این وجود ، درخواست خواننده از تولیدکنندگان اسلات هنوز هم صادق است. شما باید بیش از شرط خود در یک دور پاداش برنده شوید ، به همین دلیل یک نتیجه باخت بسیار نادر است. و دیدن "تو برنده ای!" خاکستری روی صفحه در آن شرایط از دست دادن بسیار آزاردهنده است. در حالی که پیشنهاد پیام های مختلف پس از پاداش واقع بینانه نیست ، من مطمئن هستم که برنامه نویسان بازی می توانند آن را تنظیم کنند تا هیچ پیام جشن زیر آستانه خاصی وجود نداشته باشد. نکته مهم دیگر لندری برای سازندگان اسلات: "آیا مشخص است که شرط بندی بزرگتر شانس بازیکن را در دور پاداش افزایش می دهد." این یک بازی خوب است - تعداد فزاینده ای بازی از طرف سازندگان ارائه می شود که در آنها تعداد و شانس رویدادهای پاداش با شرط بندی افزایش می یابد. همه آنچه را که باید داشته باشند ندارند - یک پیام مختصر توسط پنل دکمه که "شرط بالاتر ، پاداش بالاتر" را بیان می کند.

در مورد توصیه های کلی ، ما همیشه به چند اصل در مورد رویدادهای جایزه اسلات باز می گردیم:

  • اگر بالاتر و فراتر از بازی اصلی برنده نشوید پاداش نیست.
  • اگر هرگز آن را ندیدید پاداش نیست.

اگر یک بازی اسلات را با محوریت یک رویداد پاداش انجام می دهید و به طور مداوم پاداش های کوچک ، بدون برد یا باخت را برنده می شوید-یا اگر هرگز بعد از مثلاً دو سرمایه گذاری 20 دلاری دور پاداش را نمی بینید-احتمالاً بهتر است ادامه دهید. تعداد زیادی اسلات جایزه وجود دارد.

Raiders Owner قرقره One In

شور و هیجان زیادی در لاس وگاس ایجاد شده است زیرا مهاجمان پس از بازی در یک ساختمان خالی در سال 2020 از طرفداران خود در استادیوم Allegiant استقبال کردند. برنده یا باخت ، مالک مارک دیویس به نظر خوب می آید و ارزش خالص آن بیش از 500 میلیون دلار است. او به لطف نمره خوب دستگاه اسلات در اوایل سپتامبر مقدار کمی به این مقدار اضافه کرد.

TMZ گزارش داد که ساکن جدید شهر گناه یک شب در شهر در Mohegan Sun Casino Las Vegas در هتلهای ویرجین بود و در دستگاه Wheel of Fortune نشست. سفر خوبی بود زیرا او یک جکپات کوچک با قیمت 1800 دلار به دست آورد.

با شروع فصل ، پیروزی ممکن است نشانه چیزهای آینده باشد. رنگ نقره ای و مشکی فصل NFL را با برتری فوق العاده خوب مقابل سن فرانسیسکو 49ers آغاز کرد. Raiders از سال 2003 موفق به ساخت این بازی نشده اند و امسال 50-1 برای کسب عنوان قهرمانی سوپرجام هستند. با این حال ، به نظر می رسد شانس دیویس در حال تغییر است.

صاعقه به آتلانتیک سیتی بالی حمله کرد

همه چیز درباره دور پاداش در Ball's Atlantic City's Lighting Links Lounge جدید است که دارای 34 اسلات Lightning Link از جمله موارد مورد علاقه بازیکنان Lighting Cash و Buffalo Link ، صندلی های راحت جدید و دکوراسیون جدید از جمله فرش است. به علاوه ، همه بازی ها به یک جکپات مترقی مرتبط هستند.

چاپ دوستانه ، PDF و ایمیل

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : وقت آن است که با افزایش سرعت ادغام ، در مورد نمره ESG واقعی بدانید

وقت آن است که با افزایش سرعت ادغام ، در مورد نمره ESG واقعی بدانید

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

به گفته ادوارد لیز ، سرپرست گروه استراتژی های زیست محیطی سهام های فعال بنیادین مدیریت BNP Paribas Asset Management ، سرمایه گذاری با تمرکز بر پایداری هرگز زمان مهمتری نبوده و زمان مشکل سازتری وجود نداشته است.

در آستانه کنفرانس تغییرات آب و هوایی سازمان ملل در ماه نوامبر (COP26) و در کنار تصویب لایحه زیرساخت های جو بایدن ، رئیس جمهور ایالات متحده - که ده ها میلیارد دلار به پروژه های انرژی پاک منتقل می شود - لیس فرصت های عظیم را برجسته کرده است چالش های قابل توجهی در ارتباط با سرمایه گذاری و تخصیص سرمایه به روشی واقعاً پایدار است.

پیمان های جهانی و تخصیص سرمایه دولتی به کنار ، تداوم حرکت تخصیص دهندگان و مدیران سرمایه گذاری به منظور ادغام ESG در انتخاب سهام ، ایجاد سبد سهام و تصمیمات تخصیص دارایی های استراتژیک ، بازجویی از اندازه گیری ESG را بسیار مهمتر می کند.

ادوارد لیس

"همه نمره ESG گرفته اند ، ESG همه سازگار هستند ، همه راهی پیدا می کنند که خود را به آن متمایل کنند. و مردم در حال گرفتار شدن هستند ، شستشوی سبز در حال حاضر گسترده است و در حال تبدیل شدن به چیزی است که به صراحت نامیده می شود ... وقت آن است که سرمایه گذاران فراتر از انتخاب شرکت ها و تخصیص سرمایه به دلیل نمره ESG عمل کنند. "لیس در مصاحبه با مجله سرمایه گذاری

در حالی که پیشرفت قابل توجهی در پشت توافقنامه های جهانی مانند گروه سرمایه گذاران نهادی در مورد تغییرات آب و هوا ، اصول سرمایه گذاری مسئول سازمان ملل متحد ، توافقنامه پاریس و سایر ابتکارات از جمله طبقه بندی اتحادیه اروپا برای فعالیتهای پایدار برای استانداردسازی و اندازه گیری پیشرفت صورت گرفته است. در جهت اهداف پایداری ، لیز خاطرنشان کرد که نقطه مقابل همه این پیشرفتها موارد رو به رشد تخصیص و تیک تیک توسط سرمایه گذاران و شرکتهایی است که به دنبال بهره مندی از بازسازی حرکت ESG هستند.

پرتاب کردن موارد مثبت کاذب

نمرات ESG راهی برای شرکت ها و سرمایه گذاران برای کسب اعتبار خودکار و بهره مندی از تبلیغات ESG علیرغم نداشتن اعتبار واقعی پایداری است ، لیس توضیح داد ، با اشاره به بسیاری از "مثبت کاذب" که نمره ESG می تواند افزایش دهد.

"چگونه می توانید بفهمید که یک شرکت کاری مهم انجام می دهد؟ شما این کار را با توجه واقعی از پایین به بالا به شرکت ، از طریق تجزیه و تحلیل دقیق تقسیم بندی درآمد ، تقسیم بندی capex ، درک این که پول آنها به کجا می رود و از کجا می آید ، تمرکز آنها در کجا است ، توسعه آنها چیست. " به

لیز خاطرنشان کرد: نتایج مثبت کاذب یک نتیجه رایج از نمره گذاری ESG است که به درستی مورد بازجویی قرار نگرفته است. شرکتهایی که دارای پایداری بالایی هستند ، می توانند نمرات ESG پایینی داشته باشند زیرا ممکن است تعداد افراد را به گزارش اختصاص ندهند ، در حالی که شرکتهای کمتر مطلوب از نظر پایداری بسته به نحوه وزن دهی نمرات خود می توانند دارای رتبه بالایی باشند.

بسیاری از شرکت هایی که تحت سیستم امتیازدهی BNP Paribas Asset Management قرار گرفته اند ممکن است در سیستم های امتیازدهی ESG به طور گسترده رتبه بندی بالایی نداشته باشند زیرا برخی از آنها شرکت های کوچکتری هستند و ممکن است تعداد افرادی که به سیاست های ESG خود اختصاص دهند ، نداشته باشند.

اگر امروز تقریباً به هر سیستم ESG مراجعه کنید و شرکتهایی را انتخاب کنید که بالاترین نمرات را دارند ، از نظر تاثیر واقعی ، نرخ بسیار ناخوشایندی خواهید داشت. من فکر نمی کنم تأثیر آنچنان که شما فکر می کنید با نمره ESG ارتباط داشته باشد. "

لیس مستقر در دفتر مرکزی BNP Paribas Asset Management در لندن ، با مرکز پایداری شرکت همکاری می کند که 28 نفر را در سطح جهان در کنار یک گروه تحقیقاتی کمی استخدام می کند تا تحقیقات و دانش اختصاصی را برای فعالیت های شرکت ها در جهان سرمایه گذاری خود به ارمغان بیاورد. این شرکت سرمایه گذاری مرکز پایداری خود را برای ادغام ESG در تیم های اصلی سرمایه گذاری خود در طول سالها ایجاد کرده است. اوج این کار یکی از دلایلی است که BNP Paribas Asset Management از خود به عنوان "سرمایه گذار پایدار برای جهان در حال تغییر" یاد می کند.

پیشرو در ادغام

به گفته کایلی ویلمنت ، مدیر ارشد سرمایه گذاری در مرسر استرالیا ، استرالیا و سرمایه گذاری پایدار به ویژه در سال های اخیر به سرعت شتاب گرفته است و استرالیا حداقل در سطح کشورهای اروپایی است که جهان را به سمت سرمایه گذاری اصلی هدایت می کند.

ویلمنت تمرکزهای متعدد CIOs و تیم های سرمایه گذاری در صندوق های امروزی را شامل می شود ، از جمله ایجاد بازدهی قوی در حالی که ریسک را مدیریت می کند و با گذر از یک مسیر گذار که هنوز نامشخص است ، به یک گذار آب و هوایی می پردازد.

ویلمنت توضیح داد: "در حال حاضر که واقعاً متمرکز بر ایجاد استراتژی های م sustainثرتر در زمینه تخصیص دارایی یا SAA است ، به طوری که ما اجزای ساختاری سبد سهام را داریم که بر انتقال به آینده کربن کمتر متمرکز هستند."

"وقتی نوبت به انتخاب مدیر می رسد ، این واقعاً در مورد ما راحت است که مدیرانی که ما به مجموعه آنها می آوریم ESG را در تصمیم گیری خود ادغام می کنند. و سپس عناصر ساخت نمونه کارها نیز وجود دارد ، "او گفت.

به غیر از (یا علاوه بر) رتبه بندی مدارک EGS مدیر ، ویلمنت بر نیاز تیم های سرمایه گذاری برای داشتن مسئولیت های کلیدی یا KPI برای ESG تأکید کرد.

"واقعاً باید تیم سرمایه گذاری تا مدیران نمونه کارها نفوذ کند. چیزی که قبلاً می دیدیم در گذشته بسیار اتفاق می افتد ، یک تیم ESG است که ممکن است تحقیقات جالبی انجام دهد ، اما مدیران مجموعه هرگز هیچ توجهی به آن نکرده اند. اگر با مدیران سبد سهام شما این باور وجود نداشته باشد ، در سبد سهام با آن برخورد جدی نمی شود. "

ویلمنت همچنین اهمیت شرکت های سرمایه گذاری را برای نشان دادن نتایج ادغام ESG خود با مطالعات موردی و نمونه هایی از سرپرستی از جمله رای گیری و نمونه های دیگری که در آن تعامل منجر به تغییر رفتار با شرکت ها شده است ، برجسته کرد.

کیرستن تمپل ، مدیر تحقیقات مشاوران سرمایه گذاری JANA ، گفت: "برای ما هرگز برای یک سازمان کافی نبوده است که یک سیاست خوب یا تحقیقات خوب داشته باشد ، ما همیشه می خواهیم بفهمیم که چگونه در زمینه نمونه کارها استفاده می شود."

"من فکر می کنم روزی روزگاری ما ممکن بود کمی بیشتر ... نسبت به رویکرد فردی مدیر در مورد چگونگی ادغام ESG حساس بودیم. اکنون این انتظار وجود دارد که شما واقعاً بتوانید آن را نشان دهید ، صرف نظر از رویکرد شما ، صرف نظر از اینکه ساختارهای استاندارد شما در مورد سایر عوامل غیر ESG چگونه ساختار یافته است. "

تمپل گفت که در مورد مشارکت که مشاوران و تخصیص دارایی شرکت های سرمایه گذاری را تحت فشار قرار می دهند تا بیشتر پاسخگو باشند.

"یک انتظار بسیار قوی وجود دارد که اگر قصد دارید آن شرکت را در اختیار داشته باشید و مشکلاتی را مشاهده کنید ، باید با شرکت ها صحبت کنید و واقعاً برای حل این مسائل تلاش کنید ... بدیهی است که یک فشار نظارتی وجود داشته است و شرکت ها برای گزارش در حال حاضر بنابراین شما در واقع داده ها را دریافت کرده اید ، اکنون به میزان معنی دار بودن شما مربوط می شود. "

اثبات نامزدی

در مورد مشارکت ، واگذاری کمترین مانع برای سرمایه گذاران است و تخصیص دارایی باید تلاش کند تا از آن عبور کند ، لیس از BNP Paribas Asset Management اظهار داشت.

شرکت ها باید میزان رای گیری خود در برابر شرکت ها را در مجمع عمومی عمومی منتشر کنند ، آنها باید هر سه ماه یکبار این نمایندگان را بررسی کنند و باید داده ها را تجزیه و تحلیل کنند تا تأثیر رای آنها بر شرکت هایی که در آنها سرمایه گذاری کرده اند و زمانی که آنها لیس توضیح داد که معیارهای لازم برای حفظ آن را دارند.

در این فصل AGM 2021 ، BNP Paribas Asset Management با 34 درصد از قطعنامه هایی که با 1684 مجمع عمومی در سراسر اروپا ، آمریکای شمالی و آسیا رای داده بود ، مخالفت کرد. داده ها نشان می دهد که 90 درصد از قطعنامه های سهامداران مربوط به اقلیم را پشتیبانی می کند و 37 درصد قطعنامه های مربوط به انتخابات مدیران را به دلایل تنوع رد می کند.

"اما من فکر می کنم تعامل مناسب فراتر از این است [shareholder voting and divestment]"لیس ادامه داد.

"مشارکت برای مشاغل مدیریت دارایی بسیار سخت تر است و به طور طبیعی با PM ها مطابقت دارد [portfolio managers] او که صاحب موقعیت است و واقعاً با مدیرعاملان و CFO ها مجبور است به تنهایی آنها را مجبور کند تا عملکرد خود را تغییر دهند. "

"و اینها بیشتر شبیه موقعیت های موقت هستند [where PMs can meaningfully influence operational change]، از نظر تجربه من این اتفاق چندان مکرر نمی افتد ، اما وقتی اتفاق می افتد داستانهای فوق العاده ای هستند ... شرکت هایی که سعی می کنند مدعی شوند این کار را همیشه انجام می دهند ، من به آنها شک دارم ، زیرا فکر نمی کنم همپوشانی آن فرصتهای واقعی در بازار و موقعیت سهامداری شما بسیار مکرر است. "

به طور کلی ، لیز گفت زمان آن رسیده است که شرکت های سرمایه گذاری در تقسیم بندی محصولات خود نظم و انضباط داشته باشند و در مورد هدف از وجوه خود صادقانه تر به نظر برسند که آیا آنها بر شرکت هایی که راه حل های پایدار ارائه می دهند در مقابل شرکت هایی که سعی در سازگاری با سیستم ESG دارند تمرکز می کنند. به

هنگامی که ESG ممکن است در سمت دیگری از حصار برای انتخاب دارایی نشسته باشد. او گفت که اکنون زمان یکپارچگی بیشتر فرا رسیده است ، زمان آن است که تخصیص دهندگان دارایی و سرمایه گذاران در مورد رویکرد خود و آنچه که به میز ارائه می دهند شفاف سازی کنند.

این داستان با همکاری BNP Paribas Asset Management تولید شده است.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : رزومه ، هنوز زنده است و لگد می زند

رزومه ، هنوز زنده است و لگد می زند

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

"اکثر افراد فرصت را از دست می دهند زیرا لباسهای مجلسی پوشیده و شبیه کار است." - توماس ادیسون

رزومه (CV) یا رزومه هنوز هم متداول ترین روش برای درخواست کار یا مراجعه به کارفرما است. حتی اگر از طریق یک فرایند درخواست آنلاین درخواست می کنید ، CV شما همچنان مبنای درخواست شما خواهد بود. بسیاری از شرکت های چشم انداز هنوز در مورد استخدام کاملاً سنتی هستند و به یک CV مناسب و مناسب اختصاص می دهند. برای تولید CV که به احتمال زیاد برای مصاحبه با شما کار می کند ، به کار و تلاش نیاز است. من تعداد معدودی را دیده ام که از نظر هدف مناسب نیستند و مستقیماً در شمع "نه" قرار می گیرند.

ارزش یک رزومه خوب

چرا CV اینقدر مهم است؟ خوب ، به احتمال زیاد اولین چیزی است که یک کارفرما می بیند و از آن استفاده می کند تا بفهمد آیا به شما علاقه دارد یا خیر. در نتیجه ، شانس شما برای گرفتن مصاحبه افزایش می یابد یا خیر ، بنابراین مهم است که زمان خود را صرف انجام صحیح آن کنید. با این اوصاف ، مطمئن شوید که رسانه های اجتماعی شما منصفانه شما را نشان می دهد ، زیرا کارفرمایان بالقوه نیز این موضوع را بررسی خواهند کرد.

زمان مهم است

کارفرمایان می توانند ده ها درخواست و رزومه را دریافت کنند ، بنابراین ممکن است وقت نداشته باشند که همه کسانی را که دریافت می کنند با جزئیات زیاد بخوانند ، بنابراین باید با مرتبط بودن ، دقیق ، مختصر بودن و پوشش بیش از دو یا سه صفحه برجسته نباشد. خواننده باید بتواند ایده روشنی از مهارت ها ، تجربیات و در نتیجه پتانسیل شما برای پیوستن به شرکت چشم انداز به دست آورد. این باید در اوایل CV نشان داده شود ، که باید اطمینان حاصل کند که روی "شاید" یا مهمتر از آن ، "بله" بروید. این کار را با استفاده از سرفصل ها ، جملات کوتاه و نقاط گلوله انجام دهید تا همه چیز را در یک نگاه به هم برسانید.

خاص باشید

رزومه شما باید متناسب با شغلی باشد که برای آن درخواست می کنید ، یک ایمیل جامع که برای بسیاری از آگهی ها و شرکت ها ارسال می شود به طور جادویی با هر شغلی متناسب نیست ، آنها به راحتی قابل تشخیص هستند و ممکن است نادیده گرفته شوند. چرا یک شرکت باید هر زمانی را برای رزومه کاری شما صرف کند ، در حالی که شما به طور واضح زمان خود را صرف درخواست ویژه برای کار خود نکرده اید! بنابراین ، به شرح شغل و مهارت هایی که شرکت چشم انداز درخواست می کند نگاه کنید و آنها را با مهارت های خود مطابقت دهید. به یاد داشته باشید تجربه تنها چیزی نیست که شرکت ها به دنبال آن هستند ، بنابراین مطمئن شوید که مهارت های قابل انتقال خود را برجسته کرده اید. همچنین ، در مورد شرکت تحقیق کنید ، به وب سایت آنها ، رسانه های اجتماعی نگاه کنید ، آنها از تلاش اضافی قدردانی خواهند کرد.

کل حقیقت و چیزی جز حقیقت

در حالی که یک رزومه فقط در مورد فروش خود است ، شما باید صادق باشید ، دروغ نگویید یا در کارهایی که می توانید انجام دهید مبالغه نکنید ، زیرا آنها این را یا در مصاحبه ، هنگامی که شما نمی توانید به سوالات مرتبط پاسخ دهید ، متوجه خواهند شد ، یا اگر کار را شروع کرده اید و آشکارا نمی توانید آنچه را که ادعا کرده اید می توانید انجام دهید انجام دهید. در عوض این فرصتی است تا به آنها بگویید در چه کاری مهارت دارید.

طرح

شاید این یکی از چالش برانگیزترین جنبه ها باشد. باید حرفه ای به نظر برسد و نشان دهد که شما کیستید. من همیشه شروع می کنم با:

  • اطلاعات شخصی شما (نام ، آدرس و اطلاعات تماس). مطمئن شوید که آدرس ایمیل شما حرفه ای به نظر می رسد
  • بیانیه شخصی ، یک خلاصه پاراگراف از شخصیت شما ، مهارت ها و تجربه شما و اینکه چرا شما بهترین فرد برای این شغل هستید. این شاید مهمترین قسمت CV باشد ، زیرا تعیین می کند که آیا خواننده می خواهد به CV شما بیشتر نگاه کند ، بنابراین آن را شخصی ، کوتاه و سریع کنید
  • مهارتهای کلیدی که با مهارتهای توصیف شغل مطابقت دارد و سایر مهارتهایی که احساس می کنید ممکن است برای شرکت ارزشمند باشند. این مهارتها و نحوه نشان دادن آنها در کارهای قبلی را با استفاده از کلمات کلیدی در شرح شغل بنویسید و شرح دهید
  • سابقه کار به ترتیب زمانی معکوس ، اولین مورد ، شامل موقعیت شما ، مسئولیت های مربوطه و شامل تاریخ ، سال و ماه شروع و پایان
  • تحصیلات و مدارک تحصیلی ، به ترتیب زمانی معکوس (اگر به تازگی مدرسه را ترک کرده اید ، ممکن است بخواهید این بخش را قبل از سابقه کار قرار دهید)
  • منابع ، اغلب می توانید بگویید اینها در صورت درخواست در دسترس خواهند بود

وردینگ

عبارات کلیدی اغلب همان چیزی است که کارفرمایان و شرکت های استخدامی به دنبال آن هستند ، بنابراین از افعال فعال در جایی که "ایجاد" ، "تجزیه و تحلیل" و طراحی کرده اید استفاده کنید. از عبارات عمومی مانند "ارتباط خوب" یا "بازیکن تیم" اجتناب کنید مگر اینکه آنها را با مثالهای خاص و مرتبط با دلیل اینکه چرا آنها هستید ، پشتیبان گیری کنید.

بررسی کنید… دوباره بررسی کنید

چندین بار آن را بخوانید ، مطمئن شوید که جریان دارد ، همه چیز را پوشش می دهد ، آن را حرفه ای نگه دارید ، بدون غلط املایی ، بدون خطای دستوری و متمرکز. از این بهتر ، شخص دیگری را وادار کنید تا خطاهایی را که ممکن است از دست داده باشید بررسی کند. سپس آن را اخراج کرده و منتظر تماس تلفنی باشید!

در وبلاگ بعدی ما به آمادگی برای مصاحبه خواهیم پرداخت.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : Dominic Hilton’s Buenos Aires Diary 9.0 | Dominic Hilton

Dominic Hilton’s Buenos Aires Diary 9.0 | Dominic Hilton

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

Dominic Hilton spots a sniper on a balcony, has embarrassing encounters in lifts and thinks gender-neutral language would make learning Spanish a lot easier

I.

Sipping coffee on my balcony this morning, a startling scene. Across the way, eight floors up, a young man lies in the prone position at an open window. He’s pointing a rifle at the elderly pedestrians walking their sausage dogs through the square. I watch as he coolly picks them out one by one through his riflescope, selecting his target, his shoulders rising and falling with each long, steady breath.

He’s pointing a rifle at the elderly pedestrians walking their sausage dogs through the square

The man is in his teens. A boy, really, at closer inspection, using the zoom function on my camera phone. My heart skips a beat or two, after which I decide it’s a toy rifle he’s aiming, even though it doesn’t look like one: not at all. The boy is enjoying himself, clearly, and I half expect a loud report followed by the splattering of brains on the chalk grey paving stones outside the British Embassy. I picture the plaza filling with SWAT teams who hurl hand grenades up towards the open eighth floor window, and I wonder if the assassin drops his weapon and surrenders, or if he turns the rifle upon himself.

My daydream is cut short when the sniper loses interest in the oblivious pedestrians and levels his firearm directly at my sun-glazed forehead. Unsure what to do, I lift my arms into the air and cry, “Don’t shoot!”

A grin flickers across the young man’s face and he squeezes the trigger, recoiling backwards. There’s no bang, just the “Pew!” of his mouth replicating the sound of a gunshot, but still I nearly Fosbury Flop with fright, spilling hot coffee all over my espadrilles. When I’ve regained my composure, I watch the boy climb to his feet and slip back into the shade of his apartment, and I now see that he’s wearing nothing but his powder blue underpants, which sag a little at the rear. I disappear inside too, where I brew some more coffee, restore a little dignity, and spend the next half an hour locked in the bathroom.

II.

This morning I visited the spinal specialist to discuss the results of my latest MRI. My appointment was early, and it took me a while to find his office, which was located on the top floor of a glass-fronted tower better suited to the world of finance. When I eventually got the right door and was buzzed in, his jowly receptionist clutched a hand to her bosom and exclaimed, “My God, aren’t you tall?!”

I smiled behind my facemask, saying yes, I am tall, though not freakishly so, to which she shrieked, “Look! You can’t fit through the doorway!” This was patently untrue as I was inside the waiting area, handing her my documentation. She leafed through it spiritlessly, saying, “You’re English. Is that why you’re tall?”

I didn’t know how to answer this, so I said, “Yes, that’s why,” which immediately struck me as one of the daftest lies I’ve ever told.

In the doctor’s office, I made a proper berk of myself. The news was not great, and he invited me to join him at his side of the desk to examine the scan results, as if I suspected he might be lying. “See?” he said, pointing at the big monitor with a long bony finger. “Those discs, they are black. They should be white. Plus, they are all falling. No, not falling. What’s the word? Slipping? They are all slipping.”

As is so often the case in Argentina, he insisted on speaking to me in hideously butchered English, and I refused not to reply in shockingly garbled Spanish. I don’t know why this always happens, but it does. Politeness, I suppose. Plus, in this case, he was trying to show off.

We talked things over as best we could, fumfering like a pair of speech-challenged toddlers, then I rose to leave, feeling awful but thanking him for his time and attention. “It was pleasureful,” he said.

When I had one foot out the door, I turned back and said the dumbest thing. “You speak Spanish very well for an Argentine. Thank you for your effort.”

His face fell and it was only when I left the room and was halfway down the corridor that I realised what I had said. “Mind your head!” the receptionist shouted from behind her desk as I span on my heel and knocked on his door again.

¡Adelante!” the doctor said, and I poked my head back into his office.

“English! I meant to thank you for your English, not your Spanish. You speak it very well.”

He brightened. “Ah! No, I don’t, but you’re welcome.”

There was a pause. “I’m an idiot,” I said, by way of explanation, and he clasped his hands before him on the desk, nodding.

Back at my apartment building I breached Covid protocols by sharing the lift with another resident. The man reeked of cigarette smoke and was clad in ill-fitting running gear. When I asked him which floor he lived on he said, “Ten,” one below mine. “Ah!” I said and for some reason pressed the button for the second floor. Then I pressed the button for floor eleven, my floor. The man stared at me and in an unkind voice said, “Ten.” And I said, “I know. We are neighbours.”

With a tut, he leaned in front of me, punching the button for the tenth floor. The lift stopped at the second floor and he gestured for me to exit, saying unconvincingly, “Well, it was good to meet you.”

“I don’t live here,” I said, and he started, like I’d given him an electric shock.

“I pressed ‘2’, but I don’t know why,” I explained as he slowly backed up against the wall, eyes blinking above his facemask. “I’m an idiot,” I added.

He said nothing all the way up to floor ten. Then, as he hurried out of the lift, jangling his keys, he said in a loaded voice, “You are English,” as if I wasn’t already painfully aware of the fact.

III.

Argentina has once again made the international headlines, this time courtesy of President Alberto Fernández.

Accompanied by the visiting Prime Minister of Spain, Fernandez was meeting business leaders here in the capital when he said, “The Mexicans came from the Indians, the Brazilians came from the jungle, but we Argentines came from the ships.”

The remark has triggered a diplomatic storm, making Argentina look ridiculous and racist. The President of Brazil responded by tweeting an equally ridiculous and racist photo of himself wearing a native headdress, surrounded by unhappy-looking indigenous people, while his son, a congressman, said about Argentina’s economy, “I say the ship that is sinking is Argentina,” which I admit made me laugh. “I’m starting to understand rather better why after World War II Nazi war criminals hid out in Argentina,” added one Brazilian Senator.

Clearly baffled by the shitstorm, Fernández claimed he was quoting Nobel laureate Mexican poet, Octavio Paz, when in fact he was quoting a 1980s Argentine pop song. His apology was half-hearted at best, which doesn’t surprise me in the least. “We came on ships! We are Europeans, not South Americans!” If I had a peso—no, make it a dollar—for the number of times I’ve heard this said to me over the years by proud people who look at you like “Huh?!” if you dare to suggest that, in almost every other part of the world, a remark of that sort might be construed as just a teeny bit racist, I’d… well, I’d be a rich man who has to hide his dollars from the government.

IV.

Out walking this lunchtime, I was too warm in shorts and a T-shirt. Not bad for the first days of winter. Passing the Japanese Garden, a wild man prowling the middle of the street started to shout at me. He looked like a werewolf and was wearing nothing but a filthy pair of low-slung jeans.

“Hey, chief! Look at this! Look at my arm!”

He held aloft what there was of his right arm. It was a stump, ending where the elbow should have been. A sorry sight, but par for the course in Buenos Aires. Instead of walking into the traffic to hand him some money, I flashed him a thumbs up.

He frowned his shaggy eyebrows and stuck the fingers of his one hand into his mouth, whistling at me loudly. “Hey, chief!” he repeated. “Look at my arm!” As if I hadn’t understood him the first time.

“Yes,” I said, “it’s very nice.”

Later, I wondered what had made me say it, choosing to blame the staff at a favourite neighbourhood bakery who’d scolded me only yesterday. After purchasing four empanadas, a pumpkin tartlet, and a portion of maracuyá cheesecake, I’d handed my change (a fifty peso note, held together with adhesive tape) to a one-legged beggar splatted on the pavement outside the store. But as soon as the toothless bum snatched the grubby note from between my fingers, four women in aprons and hairnets tapped forcefully on the inside of the display window, shaking their heads and wagging their fingers at me.

“Don’t encourage him!” one of them shouted, calling the homeless man a “forro”, which is slang for a condom. A line of smartly dressed customers outside the bakery stared at me, anticipating my response, but all I could do was shrug my shoulders and slouch away, reminding myself that no good deed goes unpunished, even at the bottom of the world.

V.

On TV this evening: a heated, hour-long studio discussion about the similarities between Lionel Messi’s goal celebration for Argentina last night and a goal celebration of Diego Maradona’s in 1986.

VI.

In Spanish class tonight, I learned the following phrases:

  • She was my teacher and a friend of Il Duce’s.
  • I am a star in every scene of my life.
  • If the spleen becomes too large, it must be removed.
  • For the record, I would have been happy just cuddling.
  • If you are elderly, I’m Barack Obama.
  • Not even if you were the last man on Earth.
  • Okay, you should be able to feel your hand again.
  • She could see the light from where she was being attacked.
  • What you’re doing there could be illegal in some states.
  • And today, I am being sent to jail as well.

VII.

The strangest sight today. An elegant gentleman, the spitting image of Jorge Luis Borges, sat within spitting distance of a lifelike sculpture of Jorge Luis Borges.

The spectacle stopped me in my tracks. The two men were dressed in matching suits, both leaning on walking canes, drinking cafecitos, though the lookalike occasionally ran a hand over his silvery, slicked-back hair. I loitered a bit, in case it was some kind of stunt, but seeing no evidence to suggest so, I moved along, wondering if there’s a big market in Argentina for Borges impersonators. If so, it’d be a peculiar gig.

“Go on, then, show us some writing!”

“Yeah, write some clever words, Señor Borges!”

The impersonator sighs. “I regret that writing is the lone facet of the great man’s character I’m no good at. I tell you what, though, how about I just sit here, dressed like him, and lean on my walking cane some more?”

Boos rain down. “Blimey, this is a waste of time,” says one disappointed bystander. “Let’s go see the Julio Cortázar down the street. They say his beard’s bang on.”

As I strolled up the Avenida Manuel Quintana, my mind turned to home, and impersonators of famous English writers. One sees the odd Shakespeare hanging outside The Globe, sporting tights and a codpiece, but who else? An occasional Dickens, maybe, with the frock coat and the goatee, but anyone from the Twentieth Century?

“Who are you supposed to be then?”

“J.G. Ballard.”

That would just be weird.

“Why are you wearing those glasses?”

“I’m pretending to be Ian McEwan.”

It would never work. (Would it?)

VIII.

The city has reeked of drains all weekend. Last weekend, it reeked of burning tyres.

I spoke to my parents on the phone, and my mother spent the hour-long call fanning herself with a hymn sheet, complaining about the heat, which she called “scorching!”, “sweltering!” and “blistering!”. It was only 26 degrees today in the UK.

I went out to buy a bottle of wine, and got run over twice by the same woman

My parents were sitting together on their sofa, watching the European football championships on the TV over the top of the camera. During an advert break, a promo came on for Love Island, and my father started to bounce about on the cushions. “Corrr! Look at her! She’s literally spilling out of her dress!”

My mother stuck her nose in the air, huffing her disapproval. “She looks like a cheap tart, if you ask me…”

“That’s what I mean!” my father cried, licking his lips.

After the call, I went out to buy a bottle of wine, and got run over twice by the same woman. She was riding an electric scooter, so my injuries were mostly superficial. Still, it was like she had it in for me.

First, she chased me down in a park, clipping my heel and causing me to lurch forward like a sprinter at the finish line, nearly dropping the bottle of cabernet I’d just bought. Then, two hundred metres up the street, she swerved out of nowhere and ran over my foot as I stepped off the kerb.

I hopped about on one leg, cursing her in Spanish, and she turned her head, grinning malevolently beneath her black helmet before she whizzed off down the avenue.

IX.

The National Education Academy of Argentina has rejected the use of gender-neutral Spanish in educational institutions, calling it “unnecessary”. The statement echoed that of the Argentine Academy of Letters, which rejected gender-neutral language at the end of last year, deeming it “uncomfortable for healthy common sense”.

I can’t speak to that, but personally, I’m in favour of using gender-neutral language

I first became aware of this movement in 2019, on a road trip to Tandil. My friend Jambie alerted me to an article in the Washington Post, supportive of the teenage feminist Peronists who are “rewriting the rules of the language … in order to change what they see as a deeply gendered culture.”

Of course, in Spanish, it’s not just the pronouns that would require changing—“elle” to replace “el” and “ella”; “nosotres” to replace “nosotros” and “nosotras”; “elles” to replace “ellos” and “ellas”—but virtually every other word. This is a language in which everything is assigned a gender. An anus is feminine, as is a colonoscopy. A cucumber, on the other hand, is masculine. Like olive oil.

And it’s not just the neutral use of “e” in place of the masculine “o” and feminine “a”, but liberal insertions of “x”, “@”, “æ” etc., in words like “todxs” and “unidæs”.

In the Post article, this is described as “the most practical way to break with a system so patriarchal that plural words default to male … also a powerfully symbolic way to protest the entire structure of the language.” One woman is described as shouting into a microphone: “Language is a social construct. Language is a product of hegemonic, patriarchal power.”

I can’t speak to that, but personally, I’m in favour of using gender-neutral language. I’m sure it’s the only way I’ll stop assigning the wrong gender to virtually every Spanish noun and corresponding adjective I encounter.

The movement for “inclusive” Spanish has not been without its victories. University departments, magistrates and the President of Argentina have all used and accepted the form. Books have been translated to eliminate the masculine and feminine. Here in Buenos Aires, I do see gender-neutral language used in some of the angrier graffiti, but I’ve not yet met anyone who uses it in a meaningful and/or casual way. Possibly, I just move in the wrong circles. My friend Lucia does volunteer work in the slums, and her female colleagues at the NGO all insist on using it. Because she refuses to play along, Lucia is accused of being tactless and offensive. I asked her why she doesn’t just make her co-workers happy and use “e” instead of “o” and “a”, and she gave me one of her smouldering looks, saying because it’s “estúpido”.

Or was it “estúpida”? I of course can’t remember.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : جو لوپو

جو لوپو

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

رئیس جمهور ، هتل هارد راک و کازینو آتلانتیک سیتی

پست جو لوپو اولین بار در مجله GGB ظاهر شد.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : ساکن کلرادو اسپرینگز بیش از نیم میلیون دلار برنده شد – مجله Casino Player | مجله شکافهای دقیق

چاپ دوستانه ، PDF و ایمیل

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

چاپ دوستانه ، PDF و ایمیل

جکپات عظیم دیگری نیز در کریپل کریک ، CO رخ داد ، این بار در کازینوی ویلودوود ، زمانی که یکی از اهالی کلرادو اسپرینگز پس از بازی در دستگاه اسلات هابیت ، 568،319.45 دلار برنده شد. مگان جمعه ، 19 ژوئن ، وقتی به جکپات بزرگ برخورد کرد ، به همراه همسرش از کازینوی Wildwood دیدن کردند. او به مأموران کازینو گفت که او و همسرش قصد دارند از این پول برای پرداخت قبض های خود استفاده کنند.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : فیونا رینولدز به عنوان مدیر عامل شرکت Conexus پیوست

فیونا رینولدز به عنوان مدیر عامل شرکت Conexus پیوست

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

فیونا رینولدز در سال جدید میلادی به استرالیا باز می گردد تا مدیر اجرایی Conexus Financial ، ناشر مجله سرمایه گذاری.

طی 9 سال گذشته رینولدز به عنوان مدیر اجرایی اصول سرمایه گذاری مسئولانه در لندن مستقر بوده است ، یک شبکه سرمایه گذاران تحت حمایت سازمان ملل متحد که بیش از 4000 امضا کننده رشد کرده است ، نمایندگی 121 تریلیون دلار آمریکا و 180 کارمند در اطراف جهان.

وی گفت: "من می خواهم در كشور خودم تغییر ایجاد كنم در حالی كه در سطح جهان نیز مشاركت دارم و واقعاً هیجان زده ام كه ​​می توانم سابقه ترك تحصیلات و تجربه پایداری خود را با هم تلفیق كنم." "در صنعت مازاد در استرالیا کارهای زیادی باید انجام شود ، به ویژه در بخش درآمد بازنشستگی و Conexus Financial بستر معناداری را برای هدایت صنعت به بهترین روش های جهانی فراهم می کند."

با حرفه ای شدن بازار بازپرداخت استرالیا ، با تصویب قانون جدید و ادغام در صندوق ها ، رینولدز می تواند دیدگاه جهانی خود را به چشم انداز داخلی بکشاند و به سرمایه های فوق العاده و ارائه دهندگان بهترین شیوه های جهانی کمک کند.

پیش از پیوستن به PRI ، رینولدز هفت سال را به عنوان مدیر اجرایی موسسه معتمدان حق بیمه استرالیا گذراند و در آنجا نقش فعالی را در دفاع از تغییر سیاست های اضافه سن برای استرالیایی های شاغل داشت. در سپتامبر 2012 و 2018 ، او توسط Financial Financial Review به عنوان یکی از 100 زن برتر استرالیا برای کار در سیاست های عمومی نامگذاری شد.

رینولدز گفت که او به عنوان یک سازمان هدفمند و بستر تغییر برای Conexus جذب شده و علاقه زیادی به همکاری در راه حل های ارائه نتایج بهتر برای همه استرالیایی ها دارد.

"چگونه واقعاً ما می توانیم یک سیستم مالی بسازیم که برای بسیاری کار کند نه افراد کم؟" او گفت. وی افزود: "ما باید علاوه بر درآمد بازنشستگی ، به جهانی كه افراد در آن بازنشسته می شوند نیز بیندیشیم. مردم ، سود و سیاره باید با هم پیش بروند. برای من شخصاً من همیشه در مناطقی کار کرده ام و با افرادی که فکر می کنم مأموریت دارند ، کار می کنند و این در Conexus Financial مشهود است. "

Colin Tate AM ، مدیر عامل موسس شرکت Conexus Financial ، رئیس مرکز تجارت با تمرکز بر گسترش عرضه جهانی و تأثیرات داخلی آن از طریق موسسه Conexus خواهد شد.

وی گفت: "من به آنچه در Conexus Financial تاکنون بدست آورده ایم افتخار می کنم و رشد زیادی در پیش رو داریم." "من مشتاقانه منتظر همکاری با Fiona و ساخت Conexus برای تبدیل شدن به یک بستر تأثیرگذارتر برای تغییر هستم."

رینولدز همچنین در هیئت مدیره پیمان جهانی سازمان ملل متحد ، شورای شورای گزارشگری بین المللی یکپارچه (IIRC) ، شورای مشورتی جهانی در مورد دارایی های مبهم در دانشگاه آکسفورد ، کمیته راهبری تجارت برای صلح سازمان ملل و کمیته راهنمای سرمایه گذاران در زمینه اقلیم فعالیت می کند. کمیته جهانی تغییر ، اقدامات آب و هوایی 100+ و بودجه علیه برده داری و قاچاق ، هیئت مشورتی موسسه مالی سبز انگلستان و هیئت مشورتی برای سبزتر کردن کمربند و جاده - یک ابتکار عمل انگلیس / چین.

Conexus Financial ناشر Top1000funds.com ، مجله سرمایه گذاری و برنامه ریز حرفه ای، و میزبان بیش از 20 رویداد سالانه در بازارهای نهادی و عمده فروشی جهانی و استرالیا است.

آماندا وایت

وایت مسئول محتوای کل رسانه ها و رویدادهای سازمانی Conexus Financial است. وی علاوه بر سردبیر سایت top1000funds.com ، مسئولیت هدایت سمپوزیوم سرمایه گذاران دو ساله را نیز بر عهده دارد.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : مهارت های یک منظره ساز

مهارت های یک منظره ساز

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90



مهارت های یک منظره ساز - مجله مشاغل و مشاغل


















طومار

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90

سایت آس نود : Publish — or be damned | James Innes-Smith

Publish — or be damned | James Innes-Smith

site ace90,سایت آس نود,سایت ace90,سایت آس 90,آدرس جدید آس 90,سایت ace90bet,
سایت ace90
سایت آس نود
سایت آس90

There’s no wonder that books are becoming more conformist when freedom of expression is being curtailed

This article is taken from the July 2021 issue of The Critic. To get the full magazine why not subscribe? Right now we’re offering five issue for just £10.


David Shelley, the CEO of the UK’s second largest publisher, Hachette, has warned of a “watershed moment” when it comes to freedom of expression. There have, of course, been other watershed moments in publishing such as the invention of the printing press in the fifteenth century and the e-book revolution of the late 1990s. But while Gutenberg’s genius opened up a rarefied market to anyone who could read and the digital revolution allowed entire libraries to be stored in your pocket, this latest moment threatens to undermine the very foundations of a free and open press.

Although many of us feared for the future of physical books, e-readers such as the Kindle could never quite compete with the feel and smell of a well-thumbed paperback. Unlike CDs and DVDs, books have an aesthetic appeal that goes beyond mere content. Unfortunately, the shops that sell these little bundles of enlightenment haven’t fared so well, with so many of us choosing to buy the latest blockbuster at a knockdown price on Amazon. 

Much of the intolerance is coming from within the industry itself 

The ending of the net book agreement in 1997, another watershed moment, meant that retailers were able to discount books with impunity resulting in a fierce price war between Amazon and the big supermarkets. Retail giant Borders and Books Etc succumbed to rampant market forces back in 2009 and even the UK’s last remaining high street chain, Waterstones, is in trouble with chief executive James Daunt issuing a warning earlier this year that the retailer could shut some stores for good if the government’s business rates holiday was not extended. It appears the pile ’em high behemoths have become unstoppable.

Selling £10 books for less than a cup of coffee inevitably meant a drop in profits for publishers that has led to several large-scale mergers; Hachette absorbed ten publishing divisions including Hodder, Orion and Little, Brown along with around 65 imprints while, in 2013, Random House merged with Penguin to form the world’s largest publishing house. 

These giant conglomerates have witnessed a profit boom over recent years with Penguin Random House sales jumping by a fifth during the pandemic. However, for many at the bottom of the food chain — namely authors — earnings remain paltry at best outside of a few superstar writers. It’s a sad irony that those who slog away in their garrets tend to be the ones who reap the least rewards. More of that later.

A young, mainly female demographic with strong political views, dominates every level of publishing

Hachette’s David Shelley and literary agent Clare Alexander told a House of Lords select committee hearing of their concern over a rise in censoriousness and intolerance across their industry. This is by no means the first time there have been issues around censorship. The early 1970s saw long-running obscenity trials where a newly emboldened counterculture butted heads with the establishment, but today’s crisis feels more insidious.

Much of the intolerance we are currently witnessing is coming from within the industry itself; as such it is almost a reversal of the 70s legal cases where maverick publishers fought for their right to free expression in the face of post war prudery. 

Clare Alexander is particularly concerned about authors self-censoring their work even before manuscripts have been submitted to publishers. “We are in a very judgmental time,” she told the committee, “where imagination and research come up against cultural appropriation in a way that is quite tiresome.”

Nobel Prize-winning author Sir Kazuo Ishiguro has gone further warning that a “climate of fear” prevents some authors from writing what they want, concerned that an “anonymous lynch mob will turn up online and make their lives a misery”. He told the BBC, “I very much fear for the younger generation of writers,” claiming that less established authors were avoiding writing from certain viewpoints or including characters that might not match their immediate experiences. He added, “I think that is a dangerous state of affairs.”

 It seems extraordinary that we continue to give Twitter mobs so much credence

Ishiguro’s comments follow a number of disputes where writers have been “cancelled” or face threats to boycott their work. High-profile targets include JK Rowling, Jeanine Cummins and Julie Burchill. Lionel Shriver has described the current climate as “a quasi-Soviet phenomenon”. Yes, Twitter mobs can be wearisome but it seems extraordinary that we continue to give them so much credence; the sooner we learn to laugh in their virtual faces the more likely they are to scuttle off into insignificance.

More worrying is the preponderance of a certain type of employee working within publishing. A young, mainly female demographic, often with strong political views, dominates every level of the publishing world from editors through to sales and marketing teams. This has inevitably led to a narrowing of the sorts of books chosen for publication and an intolerance of anything that deviates from strict progressive orthodoxies. 

Publishers, terrified of causing offence, are increasingly turning to “sensitivity readers” to vet manuscripts for the slightest indiscretion. Writers, many at the beginning of their careers, see their books censored after spurious accusations of insensitivity, misogyny, racism, cultural appropriation or transphobia. But it is generally the high profile authors who make the headlines.

Hachette staff who had been working on JK Rowling’s recent children’s book, The Ickabog, were apparently so “upset” after she posted a tweet mocking the expression “people who menstruate” instead of “women” that they threatened to go on strike. Although Hachette refused to give in to their censorious demands — publishers may be cowardly but they aren’t stupid — the atmosphere inside many remains febrile.

At the time of the Rowling debacle, Hachette claimed their decision not to cancel the world’s most successful author had been based purely on their belief in free speech. But a former member of staff at the company saw things differently:

The employees were encouraged to follow diversity and pro-trans initiatives. There was only one way we were supposed to think about these issues, but then JK Rowling, their most successful author, said what she said, so the management had to take a stand in favour of free speech and face down the younger staff. That’s when they realised these initiatives had gone too far in the first place, which a lot of employees felt, but no one was prepared to come out and say it.

Lionel Shriver believes that publishers “are frightened like everyone else, because it’s a merciless movement, with people piling onto the side of righteousness for self-protection.” 

Likewise, when Penguin Random House Canada announced it would publish the Canadian psychologist Jordan Peterson’s new work, Beyond Order, dozens of staff made formal complaints, with one famously telling Vice “people were crying about how Jordan Peterson has affected their lives”. PRH Canada’s diversity and inclusion committee reportedly received at least 70 anonymous messages from disapproving staff.

We spoke in hushed tones, fearful that younger members of staff might overhear our conversation

Perhaps managers should have taken Peterson’s daughter’s pithy advice to “Step 1: identify crying adults, step 2: fire”; instead the publisher immediately released a statement saying “Our employees have started an anonymous feedback channel, which we fully support,” adding they had “provided a space for our employees to express their views and offer feedback”. Like Rowling, Peterson is too big a deal to cancel. But giving any kind of voice to an intolerant minority determined to mould publishing in their own image must surely set a dangerous precedent.

Indeed when Hachette called me in for a meeting to discuss my own take on the masculine malaise, there were rumblings from some of the younger staff who thought it inappropriate to give such a controversial subject to someone like me. Jordan Peterson’s Twelve Rules for Life had just come out and they were worried that I, too, might be a dangerous right-wing misogynist in league with men’s rights activists. Not that Peterson, or I for that matter, have ever expressed such allegiances.

My prospective editor, one of the last of the older, free-spirited males still employed at the company, seemed keen to open up non-fiction’s narrowing political perspectives especially around matters of gender. He knew about my moderately conservative tendencies and suggested our initial meeting take place in a quiet corner of Hachette HQ’s café in Blackfriars.

We spoke in hushed tones, fearful that younger members of staff might overhear our conversation. That was three years ago and I remember being amused by the clandestine nature of our discussion. It now seems remarkable that such a climate of fear could have taken hold of an industry for which diversity of thought is such a basic principle. 

Since that meeting with Hachette, publishers have been doubling down on their commitment to diversity and inclusion campaigns, and although my book was eventually given the green light it seems unlikely that such a risky proposition would be allowed to slip through the net again. These days writing about the plight of men must stick to the approved “toxic masculinity” template; indeed, Hachette published two such books around the same time as my slightly more nuanced take on the subject.

The typical author advance is less than £10,000 for a book that will usually take up to a year to write

There’s no doubt that publishing has a problem with diversity but putting in place tokenistic correctives misses the point. Through its “Changing the Story” initiative for example, Hachette hopes to be “the publisher and employer of choice for all people, regardless of age, faith, disability, race, gender, sexuality or socio-economic background”. But like so many well-meaning diversity and inclusion initiatives, Changing the Story fails to address the fundamental issue of low pay, so often the driving force behind a lack of diversity within creative institutions.

The typical author advance is less than £10,000 for a book that will usually take up to a year to write and publish (JK Rowling famously received £2,500 for the first Harry Potter in 1997). This represents a yearly income well below the national living wage, meaning authors from poorer socio-economic backgrounds, including those with disabilities and people of colour, simply cannot afford to invest the time and effort it takes to write a book. 

Unless publishers are willing to grapple with the thorny issue of how authors are remunerated, no amount of tampering with percentages is going to alter the fact that the industry has to a large extent become a playground for young, white, left-leaning university kids with private incomes. 

All the major publishing houses are based in central London. This means that only those who can afford to live in the capital get to work there. Stand outside Hachette’s offices at 9am on a weekday morning and you would be forgiven for thinking that the staff streaming into the building were part of some sinister cloning experiment, right down to the expensive cycling gear they all wear. 

If publishers were serious about a more diverse workforce, they’d be going out of their way to hire older employees across the board. A 60-year-old male editor, for instance, will have a very different take on what constitutes a good read than the like-minded thirty-somethings currently dominating editorial meetings. Publishers who continue to recruit from such a narrow demographic are guilty of nothing less than institutional ageism. 

Tyranny always begins with seemingly benign book censoring

Claiming instead that your industry is institutionally racist, even though it is plainly dominated by hyper-vigilant young progressives, has become a deceitful diversionary tactic that allows creative institutions to feign concern for marginalised groups while continuing to pay the sort of low wages that only the wealthy young can afford to live on. And it is these same independently wealthy young progressives who are driving the publishing narrative, campaigning hard against books they consider beyond the pale.

David Shelley is right to be concerned about freedom of expression but don’t forget it was Hachette that recently cancelled Julie Burchill’s book about, of all things, cancel culture after the famously provocative journalist referred to the age of one of the Prophet Mohammed’s wives in a tweet-spat with the journalist, Ash Sarkar.

By steeping their young employees in highly politicised diversity and unconscious bias training programmes, publishers have become their own worst enemies. How can they expect diversity of thought when so much focus is on a blind adherence to misguided orthodoxies around gender, race and identity?

We need a much broader range of voices in publishing, for sure. But even when minority ethnic authors make it through the gruelling submission process, their books are almost exclusively about the same old social justice shibboleths of white supremacy, systemic racism, colonial guilt and black victimhood. Browse the shelves of any bookshop and you’d be forgiven for thinking that people of colour are all highly politicised revolutionaries who see the world in purely racialised terms. 

It was Hachette that recently cancelled Julie Burchill’s book about cancel culture

An intolerance of “dead white European authors” is now widespread across university reading lists while libraries have taken it upon themselves to decolonise valuable collections, paying scant regard for quality or historical context. Even theatres have succumbed to the new intolerance, with the Globe dutifully falling in line with demands to decolonise Shakespeare while questioning the impact of “whiteness across our education system”. 

Skewing the written word to fit fashionable doctrines has become central to this new revolutionary zeal as reflected in so many of our creative institutions, but publishers, librarians, theatre directors and university principals should remind themselves that tyranny always begins with seemingly benign book censoring.

سایت اس نود
سایت ace90bet

site ace90 سایت آس نود سایت ace90 سایت آس 90 آدرس جدید آس 90 سایت ace90bet آدرس جدید آس نود سایت شرط بندی ace90 آدرس بدون فیلتر آس نود تخته نرد آس نود آدرس جدید ace90 سایت آس نود بت آدرس بدون فیلتر ace90 سایت پیش بینی فوتبال ace90 پیش بینی آس نود پیش بینی ace90 سایت ace90bet شرط بندی ace90 شرط بندی فوتبال ace90bet شرط بندی فوتبال ace90 اپلیکیشن اس 90 سایت ace90 سایت آس نود شرط بندی بازی انفجار آس نود تخته نرد آس نود پوکر آس نود بازی بوم آس نود سایت ace90 شرط بندی بازی انفجار ace90 تخته نرد ace90 پوکر ace90 بازی بوم ace90